دو تا دانشجوی ایرانی جدید داریم امسال. مسیر رفت و آمد یکیشون توی ساختمون رو میشه کاملا پیگیری کرد. مثلا ممکنه برم دستشویی و بدونم که قراره دو ثانیهی دیگه ببینمش. از اون آدمهایی هستش که معلومه هر سه روز یه بار هم به زور دوش میگیرن٬ و لباسها رو مثلا سه هفته میپوشن. تمام سال اولیها یه اتاق دارن و مثلا بیست نفری توی اونجا میشینن. گاهی از دم اون اتاق نمیشه رد شد٬ و فقط برام سواله که این ملت بسیار حساس به بوی آمریکا آیا تا به حال به این آدم چیزی نگفتهان؟ و اگر نگفتهان چه قدر دیگه تحمل میکنن؟ گاهی وارد اون اتاق میشم و واقعا دلم به حال همکلاسیهای این بشر میسوزه٬ اما بدتر از اون یه حس گُه جهانسومی بودن بهم دست میده. انگار همه وایسادن دورم و میگن تو هموطن این آدمی هستی که از بوی بدش نمیشه وارد این اتاق شد. لعنتی… خوب برو یه دوش بگیر دیگه… مامانت یادت نداده لامصب؟… من اگه بهت بگم میفهمی لعنتی؟ یعنی میشه اینجا اینو اون قدر بلند داد بزنم که به گوش خودت هم برسه؟